انقلاب در هوش مصنوعی و نقطه عطف یک تحول بنیادین +ویدیو

6056 352 - انقلاب در هوش مصنوعی و نقطه عطف یک تحول بنیادین +ویدیو

هوش مصنوعی، بسیار سریع تر از آنچه پیش از این تصور می شد، در حال توسعه و ترقی است. طی یک سال گذشته، این شاخه از علم به اندازه ای تحول یافته و نمود و بروز خود را در شاخه های دیگر از جمله رباتیک نشان داده که بسیاری از بزرگان حوزه فناوری و علم را نگران کرده است؛ نگران از اینکه مبادا آنچه زمانی برادران واچوفسکی در فیلم ماتریکس نمایش دادند، محقق شود! 

(بیشتر…)

1405638141 need defiance tough launching startup - ۲ عامل ذهنی تعیین کننده موفقیت یا شکست شما در زندگی شخصی و شغلی

هر کدام از ما در زندگی خود موفقیت ها و شکست هایی داشته ایم. گاهی اوقات اوضاع کاملاً مساعد پیش می رود، گاهی اوقات نیز همه چیز به بدترین شکل ممکن رقم می خورد.

جان اکاف، نویسنده ای موفق و سخنرانی پر طرفدار است. او در تازه ترین کتاب خود به توصیف چهار گذار می پردازد که هر کسی در زندگی حرفه ای با آنها روبرو می شود و به سراغ چهار منبع لازم برای پشت سر گذاشتن هر یک از این چهار دوره نیز می رود. اکاف در میانه ی صحبت هایش در مورد شغل و زندگی حرفه ای، به نکات جالبی در مورد ۲عامل کلیدی اشاره می کند که در نهایت برای موفقیت یا شکست هر کسی در زندگی شخصی و شغلی، تعیین کننده محسوب می شوند.

نگرش ها

به اعتقاد اکاف، یکی از این دو عامل کلیدی، بهره مندی از نگرش مثبت به جای نگرش منفی است. او می گوید: «نگرش منفی قاتل زندگی شغلی شماست. من به عنوان کسی که در گذشته نگرشی منفی داشته و به خاطر همین نگرش منفی حتی اخراج شده، این را از روی تجربه می گویم. به طور خلاصه، نگرش منفی، فرصت های مثبتی که همیشه در دسترس انسان های فوق العاده قرار دارند را از بین می برند».

این جمله ی آخر به طور قطع جمله ی تأمل برانگیزی محسوب می شود، چرا که نه تنها درست است بلکه صحت آن می تواند به حوزه های دیگر زندگی نیز تعمیم یابد.

یکی از کارآمد ترین نکاتی که اکاف به آنها اشاره می کند تمایز قائل شدن میان انتخاب یک نگرش و تغییر آن است.

او در این باره می گوید: «تغییر یک نگرش خیلی طول می کشد، اما در هر لحظه می توان نگرش تازه ای انتخاب و اتخاذ کرد. رمز این کار آن است که هر روز آگاهانه نگرش مورد نظر خود را انتخاب کنید تا اینکه بالاخره نگرش مد نظر شما در وجودتان نهادینه شود».

انتظارات

جنبه ی دیگری که علی رغم اثرگذاری اش بر موفقیت یا شکست افراد در زندگی، اغلب مغفول واقع می شود انتظارات آنهاست. اکاف اظهار می کند همان گونه که باید هر روز نگرش مورد نظرمان را انتخاب کنیم، به تبع این نگرش باید دست به تعدیل انتظاراتمان نیز بزنیم.

او می گوید: «چالش موجود در این کار آن است که در بسیاری از موارد، ما انتظارات ناگفته و نادانسته ای از شغل خود داشته و توقع داریم کارمان چیزی باشد که در واقع نیست. این برای هیچ کس چندان جالب نیست؛ نه شما، نه همکارتان، نه رئیس یا سازمانتان».

یکی از راهکار های پیشنهادی او برای تعدیل این عامل آن است که انتظارات خود از شغل، زندگی شغلی و یا هر حوزه ی دیگری را دقیقاً شناسایی و تبیین کنید.

او در این باره می گوید: «صادقانه از خودتان بپرسید از کارتان چه انتظاراتی دارید؟ خواسته ی شما از شغلی که دارید چیست؟ پول؟ شهرت؟ انعطاف پذیری؟ تعامل با دیگران؟».

همان طور که هیچ کس نمی تواند به جای شما ورزش کند و وزن کم کند، هیچ کس هم نمی تواند به جای شما پاسخ این سؤالات را بدهد؛ خودتان باید این کار را انجام دهید. باید این سؤال ها را از خودتان بپرسید و صادقانه به آنها پاسخ دهید.

اکاف می گوید وقتی انتظارات خود از شغلتان را مشخص کردید می توانید قدم های لازم برای پر کردن خلاء های احتمالی را بردارید.

او در توضیح می افزاید: «برای مثال اگر شغلتان شما را منزوی می کند در حالی که واقعاً دوست دارید با دیگران در تعامل باشید، شاید بد نباشد خارج از حوزه ی مسئولیت های رسمی تان دست به فعالیت های داوطلبانه بزنید. مثلاً می توانید برای ارائه ی مشاوره به صورت نیمه وقت درون شرکت خود داوطلب شوید تا به این بخش از روحیات خود نیز توجه کرده باشید. اما قدم اول آن است که انتظارات شخصی خود را صادقانه ارزیابی و درک کرده باشید».

با اینکه اکاف نگرش و انتظارات را در حیطه ی موفقیت های شغلی مطرح کرده، به راحتی می توان دریافت که این دو را می توان به تمام جنبه های زندگی تعمیم داد؛ بخش بزرگی از نارضایتی ها و ناراحتی های ما در زندگی از همین نگرش های نادرست و انتظارات نابجا ناشی می شوند.

به این ترتیب بازنگری در این دو بعد در هر حوزه ای، اعم از روابط شخصی، تعاملات خانوادگی یا دوستانه، می تواند برای هر کسی مفید واقع شود.

اگر می خواهید تغییر کنید اما نمی دانید از کجا باید شروع کنید، رجوع به یک مشاور مناسب یا دوست معتمد را مد نظر قرار دهید و در این باره با او صحبت کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که از شر انتظارات و نگرش های محدود کننده ی خود خلاص شوید.

منبع: دیجیاتو

confidence - ۴ توصیه ساده استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد برای اعتماد به نفس بیشتر

اگر تا به حال در محل کار کمرتانپشت رایانه خم نشده احتمالاً با حالت تقریباً افقی روی میز خود پهن می شوید. اِیمی کادی، استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد، به شما توصیه می کند به خاطر اعتماد به نفستان هم که شده، هر دوی این عادات بد را در خودتان از بین ببرید.

کادی نویسنده ی کتابی است تحت عنوان «در مواجهه با بزرگ ترین چالش ها، جسور ترین نسخه ی خود باشید»؛ کتابی درباره ی اثر ظریف اما قدرتمند حالت بدن بر افکار و احساسات ما.

کادی می گوید اینگونه نیست که فقط هنگام ضعف خودمان را جمع کنیم. بلکه برعکس آن نیز صادق است. وقتی بدن خود را در چنین حالتی قرار می دهیم می توانیم به واقع در خودمان احساس ضعف پدید بیاوریم.

کادی در یکی از سخنرانی های اخیر خود در نیویورک، به چند تغییر کوچک اشاره کرد که افراد می توانند در محل کار به کار بگیرند تا اعتماد به نفس و حتی بهره وری شان را افزایش دهند.

۱– صاف بنشینید

کادی در این باره گفت: «باورم نمی شود لازم باشد این را بگویم، ولی صاف بنشینید». حالت ایستادن و یا نشستن مد نظر کادی، حالت پر جذبه، صاف و شبیه به حالت بدن ابرقهرمان های سینماست که به افراد احساس قدرت بیشتری می دهد. به عبارت دیگر وقتی شل و بی قواره روی صندلی راحتی دفتر کار خود لم می دهید، این پیام را به مغز خود ارسال می کنید که کوچک و ضعیف هستید.

حفظ ستون فقرات به حالت صاف و کشیده، و نگه داشتن بازوها در دو طرف بدن، نشان دهنده ی هشیاری و قدرت شماست.

۲– لوازم خود را کمی دور از دسترس قرار دهید

بهترین راه برای حفظ حالتی منبسط و کشیدهاین است که خود را مجبور به این کار کنید. توصیه ی کادی این است که لوازم ضروری نظیر خودکار، کاغذ، و تلفن خود را تا حدی دور از دسترس قرار دهید تا برای برداشتن آنها مجبور باشید بدنتان را کمی از حالت عادی خود بیشتر بکشید.

اگر همه چیز همیشه نزدیکتان باشد، به راحتی ممکن استدر حالت جمع شده و کم تحرک خود باقی بمانید.

۳– قاب های دیواری اتاق خود را بالاتر نصب کنید

اگر آنقدر خوش شانس هستید که برای خودتان اتاق جداگانه ای دارید و می توانید به دیوار هایش قاب آویزان کنید، توصیه ی کادی به شما این است که آنها را تا جایی که می شود بالا نصب کنید تا مجبور باشید برای نگاه کردن به آنها خود را کمی به سمت بالا بکشید. به عقیده ی کادی،حتی کاری به این سادگی می تواند به ایجاد احساسی بهتر در شما منجر شود.

با اینکه شاید نگه داشتن برخی قاب عکس ها روی میز برایتان دلچسب تر باشد، اگر به دنبال تقویت اعتماد به نفس خود هستید آنها را روی دیوار و کمی بالاتر از حالت عادی نصب کنید.

۴– هر چقدر می توانید راه بروید

اگر حالت بدنتان همیشه افتاده و بی رمق است شاید بهتر باشد کمتر نشستن روی صندلی و ایستاده کار کردن را بیشتر مد نظر قرار دهید. اگر با ایستاده کار کردن راحت نیستید، کافی است هر از چند گاهی بایستید و همان اطراف قدم بزنید.بنا به تحقیقات کادی، راه رفتن خون رسانی به مغز را تقویت می کند.

به گفته ی کادی کسانی که در ملاقات ها و جلسات خود راه می روند، به طور قطع احساس اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت.

بنابر این به جای جمع شدن و قوز کردن، بدن خود را به حالت صاف و کشیده در بیاورید تا احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.

منبع: دیجیاتو

photo 2016 08 25 11 48 09 - حمله مرد میانی (Man-in-the-Middle) چیست؟

هدف اکثر مهاجمان، بدون در نظر گرفتن کسب و کار و درآمدشان، دزدیدن اطلاعات کاربران است. حالا این حمله می تواند خیلی کوچک، حملات گسسته بر کاربران شخصی و یا می تواند حمله به وب سایت های معروف در کمپانی های بزرگ یا پایگاه داده های مالی باشد. روشها و متدها می توانند تغییر کنند اما هدف همیشه یک چیز است. در بیشتر موارد، در ابتدا مهاجمان سعی دارند گونه ای از نرم افزار های مخرب را بر روی سیستم کاربران نصب کنند، که کوتاه ترین مسیر بین آن ها و داده های شما است. اما اگر به دلایلی نتوانند از این راه وارد شوند، یکی دیگر از روش های مشهور که همان حمله مرد میانی است را عملی می کنند. همان طور که از نامش پیداست، در مسیر این حمله یا مهاجمان و یا ابزار مخرب مهاجمان مابین قربانی و یک منبع با ارزش مثل یک سایت بانکی یا حساب کاربری ایمیل قرار گرفته است. این حملات می توانند بسیار موثر وشناسایی آنها دشوار باشد، خصوصا برای کاربرانی که از حملات حاضر آگاه نیستند.

تعریف حملات مرد میانی

مفهوم حملات مرد میانی یا همان MITM به طور قابل ملاحظه ای ساده است و به امنیت کامپیوتر و دنیای آنلاین محدود نمی شود. در ساده ترین شکل آن، این حمله نیازمند این است که جایگاه مهاجم بین دو قسمتی که در حال برقراری ارتباط با یکدیگر هستند قرار بگیرد، که در واقع قادر به قطع پیام در حال ارسال می شود و می تواند خودش را به جای یکی از طرفین جا بزند. به عنوان مثال، در دنیای آفلاین مثل شخصی است که صورت حساب یا فاکتور های جعلی ایجاد می کند و آن ها را در صندوق پستی قربانیان قرار می دهد. سپس چک هایی را که قربانیان قصد داشتند به عنوان پرداخت از طریق پست ارسال کنند را، بدست می آورد. در دنیای آنلاین، این حملات تا حدودی پیچیده تر هستند اما ایده آنها یکی است. در اینجا مهاجم خود را بین هدف و برخی از منابعی که او میخواهد به آن برسد قرار می دهد. حضور مهاجمان باید بین قربانی و منبع قانونی به صورت ناشناخته بماند. در واقع مهاجم برای رسیدن به موفقیت باید جعل هویت کند.

انواع دیگر حمله MITM

رایج ترین نوع MITM ، حمله ایست که مهاجم با استفاده از روتر وای فای به عنوان مکانیسمی عمل می کند که ارتباط بین کاربران را قطع می کند. یک حمله‌ی MITM ساده به نویسنده‌ی کد مخرب امکان می‌دهد ترافیک اینترنت را پیش از آنکه به مقصد خود برسد، شنود و رهگیری کند و یا آن را به وبگاه دیگری هدایت کرده و از طریق آن به ثبت اطلاعات شخصی و محرمانه بپردازد. این اقدام زمانی امکان پذیر است که یک روتر مخرب طوری راه اندازی شود که به صورت مشروع نمایان شود یا با ایجاد یک نقص در روتر مانع از ارتباط کاربران با یکدیگر شوند. در سناریوی قبلی، مهاجم می تواند لپ تاپش را کانفیگ کند یا دیگر ابزار وای فای را به عنوان هات اسپات قرار دهد و آن را در مکان های عمومی مانند فرودگاه و یا کافی شاپ اشتراک گذاری کند. سپس، کاربرانی که به “روتر” متصل می شوند و برای دستیابی به سایت های حساس مثل سایت های آنلاین بانک ها یا سایت های بازرگانی تلاش می کنند، اطلاعات حساب اعتباریشان توسط مهاجمان گرفته می شود و برای دفعات بعد استفاده می شود. در مثال اخیر، مهاجم با بدست آوردن نقطه ضعف موجود در تنظیمات یا سیستم رمزگذاری روتر وای فای، ارتباطات بین کاربر و روتر را شنود می کند. این سناریو یکی از سخت ترین سناریوها می باشد اما چنانچه مهاجمان قادر به حفظ مداوم دسترسی روتر برای چند ساعت یا چند روز باشند می تواند موثرترین سناریو باشد. این روش به مجرمین این قابلیت را می دهد تا بصورت مخفی از کاربرانی که فکر می کنند بصورت امن با سرویس دهنده ایمیل خود یا اطلاعات مهم و حساس در ارتباط هستند؛ استراق سمع کنند.

نوعی دیگراز MITM که با عنوان مردی در مرورگر شناخته شده است. حمله‌ی مردی در مرورگر (MitB)، بدافزاری است که در مرورگر وب مستقر شده و تمامی درخواست‌های وب را رهگیری و دستکاری می‌کند. این بدافزارها می‌توانند نام‌کاربری و گذرواژه‌های کاربر در وبگاه‌های مؤسسات مالی و یا شرکت‌ها را برباید. همچنین این بدافزارها می‌توانند کاربر را به نسخه‌ای مشابه یک وبگاه پرداخت اینترنتی هدایت کرده و اطلاعات محرمانه‌ی کاربر را سرقت کنند. در هر دوی این سناریوها، مجرمان سایبری در حال ربودن ارتباطات میان رایانه‌ی شما و وبگاهی که از آن بازدید می‌کنید، هستند. این حمله درسالهای اخیر از محبوبیت بیشتری برخوردار بوده است زیرا که این نوع حمله به مهاجمان اجازه می دهد گروه بزرگتری از قربانیان را مورد حمله قرار دهند و نیاز نیست که آنها حتما در نزدیکی قربانیان باشند.

انواع راه های دفاع در برابر MITM

چندین راه موثر در مقابل حملات MITM وجود دارد اما تقریبا همه آن ها بر روی روتر و قسمت سرور هستند و کاربران هم هیچ کنترلی بر عملیات در حال انجام ندارند. گونه ای دفاع وجود دارد که برای رمزگزاری قوی بین مشتری و سرور استفاده می شود. در این مورد سرور می تواند خودش گواهینامه های دیجیتال تصدیق کند و سپس مشتری و سرور می توانند از طریق کانال رمزگزاری شده، اطلاعات حساس را برای هم ارسال کنند. اما این امکان نیازمند این است که شما بر روی سرور رمزگذاری را فعال کنید. از سویی دیگر، زمانی که کاربران به هیچ روتر وای فای بدون رمزی متصل نشوند یا با استفاده از یک پلاگین بروزر مثل HTTPS Everywhere1  و یا از ForceTLS که همیشه یک اتصال امن را زمانی که این گزینه در دسترس باشد به همراه دارد، کاربران می توانند از خود در برابر انواع حملات MITM محافظت کنند. با این حال، هر کدام از این محافظت ها یک سری محدودیت دارد و حملاتی مانند SSLStrip و SSLSnif امنیت اتصالات SSL را خنثی کرده اند.

منبع: ایدکو

Images millioner 004 - ۵ کلمه ای که میلیونر های خودساخته بیش از هر کس دیگری معنایشان را درک می کنند

اگر یک نقطه ی اشتراک بین تمام میلیونر های این دوره و زمانه وجود داشته باشد، این است که آنها راه و رسم موفقیت را بلدند. موفقیت آنها ممکن است از منابع مختلفی سرچشمه گرفته باشد و ثروتشان نیز به شکل های گوناگونی به دست آمده باشد، اما تمام میلیونر های این زمانه در این ویژگی مشترک اند.

اینکه کارآفرین باشید و ثروت خود را خودتان به دست آورده باشید موضوع چالش برانگیزی است و به تلاش زیادی نیاز دارد؛ اما هر کسی به طور بالقوه می تواند به این جایگاه برسد. اغلب میلیونر های خودساخته در کنار تلاش، معنای برخی واژه ها و اصطلاحات مهم را نیز به خوبی می دانند و عمیقاً درک می کنند که این، در موفقیتشان نقشی به سزا داشته است.

از جمله واژه هایی که برای آنها معنای به واقع عمیق تری دارد می توان به این ۵مورد اشاره کرد:

۱محدودیت

میلیونر هایی که سخت تلاش می کنند و ثروتشان را خودشان به دست می آورند، با وجود آنکه چیزی تحت عنوان محدودیت نمی شناسند، معنای این کلمه را به خوبی درک می کنند. آنها می دانند که بلندپروازی ها، توان بالقوه و اهدافشان هیچ محدودیتی ندارند. آنها به خوبی از این موضوع آگاه اند که حتی تصور محدودیت و ناتوانی در پشت سر گذاشتن موانع، می تواند باعث عقب افتادنشان شود.

انسان های واقعاً موفق این را کاملاً درک می کنند که موفقیت هایشان هیچ مانع یا محدودیتی ندارد و اگر به اندازه ی کافی تلاش کنند می توانند هر مانعی را پشت سر بگذارند. برای آنکه ترسی از محدودیت ها نداشته باشید باید معنای محدودیت و اینکه چگونه انسان ها را ناتوان می کند را به خوبی درک کنید. میلیونر ها این را بهتر از هر کس دیگری می فهمند.

۲ترس

برای رسیدن به موفقیت واقعاً باید از شر ترس خلاص شوید. ترس انواع و اقسام مختلفی دارد که هر یک می توانند شما را از رسیدن به اهدافتان بازدارند. میلیونر ها این را به خوبی می دانند که همین ترس یکی از بزرگ ترین موانعی است که برای رسیدن به موفقیت باید بر آن غلبه کرد؛ خواه ترس از شکست باشد، خواه ترس از ورشکستگی، ترس از شرمندگی، یا ترسِ از دست دادن دوستان یا احترام دیگران. اگر خود را در برابر آن تسلیم کنید، هیچ گاه نمی توانید به اهداف حرفه ای یا مالی خود دست پیدا کنید.

۳پشتکار

این واژه از آن کلمه هایی است که هر میلیونری باید معنای آن را بداند. اگر برای پشت سر گذاشتن دوران های سخت عزمی نداشته باشید به هیچ شکل نمی توانید به یک کارآفرین خودساخته بدل شوید. بر عهده داشتن مسئولیت یک کسب و کار آسان نیست. اشتباهات، شکست ها و درس های زیادی در این مسیر وجود دارد که هر کدام به قیمت گزافی در کارنامه ی شما ثبت می شوند، اما در گذر زمان از شما انسان بهتری می سازند؛ به ویژه وقتی خودتان را به این مسیر پایبند بدانید. میلیونر های خودساخته این را می دانند که تحقق اهدافشان با پشتکار و تلاش، دست یافتنی تر خواهد شد.

۴صبر

اگر واقعاً معنای صبوری را ندانید، هیچگاه به اهداف حرفه ای یا مالی خود نخواهید رسید. اگر می خواهید پولدار شوید باید صبر داشته باشید؛ یک شبه نمی شود پولدار شد و پولدار ماند. پیاده سازی بهترین نقشه ها سال ها و حتی چند دهه به طول می انجامد. اما خبر خوب این است که در زندگی فرصت کافی برای این کار را در اختیار خواهید داشت و اگر استراتژی مشخصی داشته باشید و فرصت های خود را به حداکثر برسانید، می توانید از هر میدانی سربلند و پیروز بیرون بیایید؛ کافی است صبر داشته باشید.

۵هدف

در میان واژگان یک میلیونر موفق، هیچ کلمه ای به بزرگی هدف یافت نمی شود. هیچ قشری از جامعه به اندازه ی کارآفرینان موفق تا این حد با این واژه مأنوس نیست. همه ی کارآفرینان این را می دانند که ما با اهدافمان زنده ایم و برای اهدافمان می میریم؛ به همین خاطر است که این کلمه تا این حد اهمیت دارد. اهدافتان را بالا بگیرید، بزرگ آرزو کنید، و هر کاری که برای دست یافتن به اهداف و رؤیا های خود از دستتان بر می آید انجام دهید. شما نیز می توانید یک کارآفرین موفق باشید.

منبع: دیجیاتو

shutterstock 162828188 0ad7e9c8264ce3b13df89fab3fe1d7c9 832.2x300 100 crop - چرا باید بیشتر نسبت به تکنولوژی شهرهای هوشمند نگران باشیم؟

تصور کنید شخصی تمام چراغ های راهنمایی و رانندگی شهر نیویورک را در ساعت ۴ بعد از ظهر خاموش کند.

فکر می کنید در آن لحظه چه احساسی خواهید داشت؟ آیا اصلا به این موضوع فکر می کنید که ممکن است چراغ قرمز هک شده باشد؟

موضوع هک شن چراغ قرمز، ایده ی Ryan Naraine محقق امنیتی کسپرسکی بود که آن را در بحث تامین امنیت شهر ها در Blackhat مطرح کرد.

اگرچه در این رابطه گفت و گویی در بین محققان فنی برگزار شده بود اما ایده ی هک شدن چراغ قرمز در یکی از شلوغ ترین شهرهای جهان برای من تکان دهنده نبود. امروزه، همه چیز از جمله تلفن هایتان، تلویزیون، ساعت، ردیاب تناسب اندام و حتی شاید درب منزلتان، به صورت آنلاین عمل می کند. اما آیا می دانستید که عملکرد سیستم چراغ های قرمز، سیستم های مترو و شبکه های برق نیز آنلاین هستند؟

در واقع فکر کردن به خاموشی یکی از سیستم های صنعتی که در زندگی روزمرئه ما کاملاحیاتی هستند، ترس آور است.

برق؟

مترو؟

چراغ قرمز؟

هر یک از این سه می تواند در صورت استفاده ی نادرست کشنده باشد. اما مثل خیلی چیزهای دیگر، اینقدر که امنیت برای شهرهای هوشمند نیاز است برای جاهای دیگر تا این اندازه مهم نیست. مقررات و توسعه در سیستم ها معنی یک چاره اندیشی در بسیاری از مواردی است که از قبل به آن رسیدگی شده است.

سرانجام بحث کردن پیرامون موضوع امنیت، معمولا باعث ناراحت شدن طرفین می شود. و این بحث ها در فروم های امنیتی بدون نتیجه می باشد.

وقتی که موضوع امنیت مطرح می شود، ما اغلب به چیزهایی که شخصا در طول روز مورد استفاده مان قرار می گیرد تمرکز می کنیم. کامپیوترها، دستگاه های موبایل، دستگاه های تناسب اندام و غیره. اما این موارد، لازمه ی زندگی لاکچری هستند و نیازهای اصلی روزانه ی ما محسوب نمی شوند. وقتی که این ابزارها هک شوند، درد بزرگی است و منکر آن نمی شویم اما هک شدن توسط آنها باعث مرگ شما نمی شود و خطر جانی به همراه نخواهد داشت.

در پرسش و پاسخ هفته گذشته، شخصی سوالی با این عنوان مطرح کرده بود” من میخواستم بدانم که باتوجه به اینکه شما تاکنون توانسته اید خیلی چیزها را پیش بینی کنید، چه هنگام ما تلفات سنگینی و حتی مرگ ناشی از هک سیستم کنترل صنعتی را متحمل می شویم؟ آیا ممکن است این زمان حال باشد؟ به دنبال حمله به کارخانه فولاد آلمان، نرم افزار مخرب انرژی سیاه و حمله ی کنترل ترافیک هوایی سوئد، احساس می کنم که در آستانه ی چیزی هستیم اما اصلا مشخص نیست.

Brian Bartholomew به او پاسخ داد: سوال بسیار خوبی بود. به عقیده ی من، چنین اتفاقاتی قبل از اینکه شخصی را مورد حمله قرار دهد، یک مکان را نشانه می گیرند و باعث تلفات آن می شود. اگر شما نگاهی به سیستم های بحرانی بیندازید، مشاهده خواهید کرد که همچنان حمله های آسیب پذیر و ناامن وجود دارند و تمام این آسیب ها می تواند بیانگر شخصی دیوانه باشد و یک شناخت کلی از عملکرد سیستم کنترل صنعتی(ICS) برای مقابله با آسیب ها باشد.

به همین دلیل است که شخصی که مسئول برقراری امنیت ICS می باشد باید در زمینه ی ایجاد Policy ها و سایر تخصصهای امنیتی نامبروان باشد. با توجه به اینکه چه کسی می تواند برای این کار “خوب” باشد؛ بنظر من خوب بودن کافی نیست؛ این سیستم ها باید غیر قابل نفوذ باشند اما اینطور نیست! زیرا موضوع هک کردن ICS ها دیگر مثل شکار اسب تک شاخ ناممکن نیست و متاسفانه این کار صورت گرفته و شرایط بدتر از گذشته شده است.

Vitaly Kamluk پاسخ داد، حقیقتش من نمی خواهم که در مورد این موضوع فکر کنم. آخرین باری که من در مورد عبور از محدوده ی نرم افزار های مخرب بین دنیای مجازی و واقعی برای از بین بردن یک شی واقعی، فکر کردم ماه اخیر بود. من تنها به این موضوع فکر کردم “چرا به این زودی؟” احساس عجیبی که تجربه کردم مثل همان احساسی بود که هنگام حوادث ناگهانی مثل سقوط هواپیما یا خارج شدن از ریل قطار و غیره به من دست داد.

محقق امنیتی که در سال اخیر همه او را با نام halvarflake می شناسند بیان کرد: سیستم های کامپیوتر می توانند یک بعد دیگری برای کنترل داشته باشند. شما ممکن است یک کامپیوتر داشته باشید و صاحب آن باشید اما آن فقط از نظر فیزیکی برای شما است و با توجه به سیستم های فعلی طراحی شده هرگز نمی توانید مطمئن باشید که کاملا تحت کنترل شما است.

این چیزی است که من را از خواب شب محروم می کند زیرا که این توهم کنترل سیستم های کامپیوتری امکانات بی نهایتی را به مجرمان می دهد که سرانجامش به یک تراژدی تلخ ختم می شود و آنها با این کار قدرنمایی می کنند.

تا چه اندازه می تواند این موضوع برای ما نگران کننده باشد؟

برای شروع، به عنوان شهروندان سراسر جهان، ما باید به آنچه مقامات منتخب برای امنیت ما انجام می دهند، توجه کنیم.

آموزش و آگاهی موارد حیاتی هستند. این گفتگوها باید فراتر از قلمرو امنیتی گسترش یابند و در همه جا اطلاع رسانی شوند. هک سیستم ها بسیار حساس اند و می توانند صدمات فاجعه باری را به بار آورد. این موضوع چیزیست که ما باید بیشتر بر روی آنها نسبت به هک سایت های دوستیابی یا هک اکانتهای انسانهای مشهور تمرکز کنیم.

منبع: ایدکو

infected usb - هشدار: هرگز USB فلش هایی را که پیدا می کنید به کامپیوتر خود متصل نکنید!

در اینجا سناریویی برای شما وجود دارد: تصور کنید که در حال قدم زدن و گرفتن Pokémon هستید، نفس تازه می کشید و به مردم نگاه می کنید و در یک آن نظر شما به چیزی ختم می شود. یک فلش که در وسط پیاده رو به حال خود رها شده است.

یک شانس بزرگ، در صبح کریسمس مثل اینکه برنده ی یک لاتارای کوچک شده اید. و حالا سوال اینجاست، چه چیزی بر روی فلش وجود دارد؟ عکس های تعطیلات بهاری؟ برنامه های شرورانه برای حکومت بر جهان؟مشق شب کالج بچه ها؟ شما نمی توانید بدانید در آن چه چیزی است مگر اینکه

همانجا بایستید. اگر برای شما هم چنین سناریویی پیش بیاید، چه کار می کنید؟ آن را به دستگاه خود متصل می کنید یا آن را به نزدیک ترین سطل آشغال اطرافتن می اندازید؟ اگر که آن را به دستگاهتان متصل کردید نگران نباشید ما به شما کمک می کنیم اگرچه نباید این کار را می کردید.

در هفته گذشته هکر کلاه سیاه، Elie Burztein نتایج آزمایش های اجتماعی تیمش را ارائه کرد. آن ها ۲۹۷ عدد فلش را در سراسر دانشگاه ایلینویز رها کردند (البته با اجازه ی دانشگاه این آزمایش انجام گرفت). پورت ها شامل یک اسکریپت بی ضرری بود که زمانی که شخصی این فلش ها را به کامپیوتر وصل می کرد به محققان هشدار داده می شد و زمان و موقعیت افراد را مشخص می کرد.

نتایج به این شکل بود: ۴۸% از افراد دانشگاه فلش ها را به دستگاه خود زده بودند، که بیشترین آن پس از ۱۰ ساعت از برداشتن آن بود. با کمال تعجب، ۶۸% از افرادی که فلش ها را برداشته بودند و آنها را به دستگاه متصل کرده بودند گفتند(این گفتگو پس از آزمایش صورت گرفت) آنها در داخل اطلاعات فلش به دنبال رد و نشانی از صاحب آن بودند، که این رفتار انسانیت اشخاص را می رساند. (در این میان، این نیت خوب می تواند به جاهای باریک ختم شود).

اگر بخواهیم از این موارد نتیجه گیری کنیم اینگونه مطرحش می کنیم: اگر شما به جای دانشجویان دانشگاه ایلینویز باشید و یک فلش را بر روی صندلی ای که بر روی آن نشسته اید، بیابید، بهتر است که آن را به حال خود رها کنید. اگر آن را بردارید و به دستگاهی متصل کنید شاید چیز خاصی جز دیدن عکس های جلف شخصی یا اظهارنامه مالیاتی نبینید اما ممکن است در همان لحظه مورد هدف یک جنایتکار قرار گرفته باشید.

Burztein با این کارش تحقیقاتی انجام داد و هیچ سوء قصدی نداشت و اسکریپت روی فلش هم کاملا بی خطر بود و از قبل تست شده بود. اما نیت خیر این آزمایش دلیل نمی شود که شما هر فلشی را به دستگاه متصل کنید.

قرار دادن فلش به داخل دستگاه می تواند آسیب های جدی را به همراه داشته باشد: با این کار مهاجم می تواند به کامپیوتر شما دسترسی یابد و کلمات عبور شما یا همان پسوردهایتان را ردیابی کند. همچنین می تواند کامپیوتر شما را توسط باج افزار ها آلوده سازد.

برای یک مجرم سایبری دزیدن رمزعبور کارت اعتباری شما که در آن مقداری پول است یا باجی که توسط رمزگذاری اطلاعتتان دریافت می شود، می تواند یک معامله خوب محسوب شود و قطعا مبلغی که به جیب می زنند خیلی بیشتر از مبلغی است که برای گذاشتن تله ی فلش هزینه کرده اند. رنج ۴۸ درصدی ذکر شده در مثال، نشان دهنده سودآوری این بیزینس برای مجرمان می باشد.

منبع: ایدکو

33618 G24 W01 - استراتژی های ذهنی برخی از برترین قهرمانان المپیک برای موفقیت

همه ی کسانی که برای رقابت در برابر بهترین قهرمانان ورزشی دنیا در مسابقات بزرگی مثل المپیک ظاهر می شوند، برای قرار گرفتن در بهترین حالت جسمانی و کسب بهترین نتیجه در حوزه ی فعالیت خود سال ها تلاش کرده اند.
اما موفقیت ورزشکاران در میادین ورزشی صرفاً به آمادگی جسمانی آنها خلاصه نمی شود. ورزشکاران المپیکی بسیاری هستند که به شما خواهند گفت موفقیت محصول چارچوب ذهنی و توانایی فرد در اجتناب از بازی روانی حریف و مقاومت در برابر فشار مسابقه نیز هست. اما برای نیل به این مهم، هر کسی استراتژی خاص خودش را دارد.
در ادامه می توانید به استراتژی های روانی ورزشکاران پر افتخار ترین کشور شرکت کننده در رقابت های المپیک با ۱۰۰۰ مدال طلا را از نظر بگذرانید. روشن ترین نکته ی مثبت این استراتژی ها آن است که هر کسی می تواند نسخه ی شخصی سازی شده ی خودش را از روی آنها بسازد و به کار بگیرد. هدف از انجام این کار می تواند از حفظ خونسردی در یک جلسه ی کاری گرفته تا تقویت روحیه پیش از سخنرانی متفاوت باشد.

 

بی توجهی کامل به عوامل حواس پرت کن
الیسون فلیکس، ستاره ی ۳۰ ساله ی مسابقات دو و میدانی می گوید: «وقتی به سمت محل قرارگیری خود در میدان دو و میدانی قدم می گذارم، تمرکز کامل دارم. هر چقدر هم که دوربین و فلاش در اطرافم باشد، من حواسم به هیچ کدام از آنها نخواهد بود. هیچ صدایی را نمی شونوم. من صد درصد حواسم را متوجه کاری می کنم که باید انجام دهم».

 

تجسم نقشه های مختلف برای سناریو های محتمل

26642e8597e2130fd2ff51440a106bbe crop north - استراتژی های ذهنی برخی از برترین قهرمانان المپیک برای موفقیت
سال ۲۰۱۶ پنجمین حضور مایکل فلپس در المپیک را رقم زد. مربی همیشگی او باب باومن در سال ۲۰۱۲ در مورد آمادگی ذهنی این فوق ستاره ی ورزش شنا اینگونه توضیح داده است: «او بهترین مسابقه ی ممکن را در ذهن خود تجسم می کند. آنقدر قوی این کار را انجام می دهد که انگار واقعاً مسابقه را تجربه می کند و در آب شیرجه می زند. سپس سناریو های مختلف را یکی یکی بررسی می کند».
فلپس در تکمیل صحبت های مربی اش افزوده است: «تصور می کنم که مثلاً اگر لباسم پاره شد، یا عینکم شکست، یا این قبیل مسائل، چه کار باید بکنم».
باومن ادامه داده است: «به این ترتیب او تمام این سناریو ها را در دیتابیس ذهنی اش نگه می دارد. سپس وقتی مسابقه می دهد سیستم عصبی اش از قبل برای انجام هر یک از این کار ها برنامه ریزی شده است. هر وقت هر کدام از این اتفاقات رخ داد، او بلافاصله واکنش مناسب را از خود نشان خواهد داد».

 

حفظ خونسردی با افکار مثبت
لکسی تامپسون که اکنون ۲۱ سال دارد، در ۱۲ سالگی جوان ترین بازیکن گلف حاضر در مسابقات گلف زنان آمریکا بود. او در مصاحبه ای گفت که هنگام تمرین، به کمک یک مربی به تقویت آمادگی ذهنی خود می پردازد: «مربی من معمولاً قبل از هر کاری آرامش من را می سنجد چون اگر به چیزی فکر کنم که آرامشم را از من بگیرد، ضربان قلبم بالا می رود. وقتی این اتفاق می افتد او از من می خواهد نفس عمیق بکشم و به چیزی فکر کنم که من را شاد می کند».
او ادامه داده است: «به این ترتیب شروع می کنم به تکرار فکر های مثبت؛ مثلاً به این فکر می کنم که من خیلی با استعداد هستم. این کار بلافاصله ضربان قلبم را پایین می آورد. من یک تکنیک تنفس نیز دارم که از آن در زمین مسابقه هم استفاده می کنم. پیش از انکه بخواهم به توپ ضربه بزنم، ضربه ی دلخواهم را در ذهنم تجسم می کنم تا از شر تمام افکار منفی خلاص شوم. باید چارچوب ذهنی مثبت خودم را حفظ کنم، چون ۸۰ درصد بازی گلف، ذهنی است».

 

گفتگوی درونی مثبت
داریل هومر، شمشیرباز ۲۶ ساله، در المپیک ۲۰۱۲ نیز حضور داشته است. او درباره ی تکنیک های مورد استفاده اش برای موفقیت در مسابقات گفته است: «من پیش از مسابقه، زمانی را به قوت قلب دادن به خودم اختصاص می دهم. مدام برای خودم تکرار می کنم که من بهترین هستم و سعی می کنم حواسم فقط به لحظه باشد. چند موسیقی انرژی بخش گوش می کنم و سپس سعی می کنم خوش باشم و فقط برای مسابقه آماده شوم».

588296654.0 - استراتژی های ذهنی برخی از برترین قهرمانان المپیک برای موفقیت

 

حذف احتمال شکست از گزینه های پیش رو
گرت وبر گیل، شناگر ۳۱ ساله تا اینجا ۲ مدال طلای المپیک کسب کرده است. او در مصاحبه ای گفته است: «اول از همه اینکه من هیچ وقت به شکست خوردن فکر نمی کنم. اگر هنگام مسابقه به شکست خوردن فکر کنید احتمال آنکه واقعاً ببازید و به خانه برگردید خیلی زیاد خواهد بود. دوم اینکه مشخصاً به پیروزی هم فکر نمی کنم. من به تلاشی که برای کسب آمادگی انجام داده ام مطمئن هستم و این را به خوبی می دانم که تمرینات من از تمام رقبایم در مسابقه بهتر و بیشتر بوده اند».
او در ادامه می افزاید: «من به بدنم، تمریناتم، مربی ام، تلاش هایم و آمادگی ام اعتماد می کنم. روی شنا کردن خودم متمرکز می شوم چرا که می دانم با این کار، برای پیروزی در موقعیت خوبی قرار می گیرم».

 

تجسم مکرر روز مسابقه به مطلوب ترین شکل ممکن

KAYLAHARRISONGOLD3 - استراتژی های ذهنی برخی از برترین قهرمانان المپیک برای موفقیت
کایلا هریسون، که اکنون ۲۶ سال دارد در سال ۲۰۱۲ اولین مدال طلای آمریکا در رشته ی جودو را به ارمغان آورد. او در مصاحبه ای عنوان کرده است هر شب ۱۰ دقیقه از وقت خود را به تجسم خودش در المپیک اختصاص می دهد؛ از لحظه ی بیدار شدن از خواب گرفته تا گوش سپردن به موسیقی در مسیر رسیدن به محل مسابقه و خود مسابقه.
او می گوید: «من خودم را در حال شکست رقیبم در مسابقه ی فینال و قرار گرفتن روی سکوی اول و تماشای به اهتزاز در آمدن پرچم کشورم تصور می کنم. قرار گرفتن مدال طلا دور گردنم و در آغوش گرفتن مربی ام را حس می کنم. من هر شب تمام اینها را در ذهنم تجسم می کنم». او به خبرنگاران گفته است برای المپیک ۲۰۱۲ نیز همین کار را کرده بود.

 

سپردن مسائل غیر قابل کنترل به سرنوشت

Rio Olympics Water Polo Men 1684x1254 - استراتژی های ذهنی برخی از برترین قهرمانان المپیک برای موفقیت
مریل موزس، دروازه بان ۳۸ ساله ی تیم واترپلو می گوید اطمینان دارد اعضای تیمش هرچه در توان دارند انجام می دهند. او گفته است: «تا وقتی خودتان بدانید ۱۰۰ درصد توان خود را گذاشته اید و برای رسیدن به حداکثر پتانسیل خود تلاش کرده اید، اتفاقی که قرار باشد بیافتد می افتد؛ نمی توان همه چیز را کنترل کرد».
او در عین حال گفته است اجازه نمی دهد موانع و مشکلات مزاحمتی برای اعتماد به نفسش ایجاد کنند و می گوید: «ذهنیت من همیشه این بوده است که اگر نسبت به هر کس دیگر بیشتر تمرین کنم و انرژی بیشتری بگذارم، از همه آماده تر خواهم بود. فکر می کنم اعتماد به نفسی که دارم از همین جا ناشی می شود».
او در ادامه افزوده است: «مادامی که خودم را به خوبی آماده کنم، می دانم تمام انرژی ام را برای این کار خواهم گذاشت. استعداد و شرایط فیزیکی خوبی هم نصیبم شده که می توانم با به کارگیری آنها در این سطح بازی کنم».


منبع: دیجیاتو

statiq celevi pazar 2 - چگونه پیام کسب و کار خود را به مخاطبمان برسانیم که توجهش را جلب کند؟

اگر شما هم ذره ای به باقی کارآفرینان شباهت داشته باشید احتمالاً ایده های کسب و کاری زیادی در ذهنتان خواهید داشت. این ایده ها در ذهن خیلی خوب به نظر می رسند اما توضیح دادن آنها به دیگران دشوار است. رساندن پیام خود به مشتریان و وا داشتن آنها به خرید یا مشارکت، از آن نیز سخت تر است.
اینکه ایده ی خود را بسازید و انتظار داشته باشید مشتری خودش به سراغ آن بیاید تصور غلطی است، مگر آنکه مخاطبان زیادی از قبل داشته باشید. در غیر این صورت باید پیام خود را آنقدر اثربخش منتقل کنید که باعث شود مردم به آن توجه کنند.
تعدادی از کارآفرینان موفق دنیا دور هم جمع شده اند و درباره ی ویژگی های انتقال اثربخش یک پیام که باعث می شود مردم به آن گوش دهند با یکدیگر تبادل نظر کرده اند که ماحصل آن را در ادامه از نظر خواهید گذراند. باید به خاطر داشت که شنیده شدن کافی نیست؛ باید دید چگونه می توان واکنش یا مشارکت مخاطب را نیز برانگیخت.

 

گزینه های بیش از حد زیاد در اختیار مشتریان خود قرار ندهید
مشتری از اینکه گزینه های بسیار متعددی پیش رویش داشته باشد خوشش نمی آید. در دنیای شلوغ امروز که در آن رقابت شدیدی برای کسب زمان و پول مردم در جریان است، مشتری نمی تواند بخش بزرگی از زمان خود را صرف بررسی تک تک خرید هایش کند.
مشتریان معمولاً زمانی از خود واکنش نشان می دهند که به درستی و دقیق هدفگیری شده باشند و تنها چند گزینه ی محدود در اختیارشان قرار بگیرد.
با این وجود، شاهد آن هستیم که بسیاری از شرکت ها آنقدر پیشنهادات متنوعی به مشتریان احتمالی خود ارائه می کنند که به شدت باعث سردرگمی آنها می شود. راه ساده تر برای مشتری آن است که یکی از رقبای شما را پیدا کند و اجازه دهد رقیب شما کار را برایش ساده کند.

 

با مخاطب خود ارتباطی حقیقی برقرار کنید
اطلاعات ناقص و نادرست زیادی در مورد برقراری ارتباط با مخاطبان در دسترس همگان قرار دارد. بنابراین برای آنکه درک بهتری از این موضوع داشته باشید بهتر است از طریق کسانی که اطلاعات دست اول در این زمینه دارند کسب اطلاع کنید.
سامی روسانی، بازاریاب و کارآفرین سریالی اعتقاد دارد باید ببینید چه چیزی مردم را به مشارکت وادار می کند.
او می گوید باید ببینید برای جلب توجه چه ابزار هایی در اختیار دارید. این ابزار ها می توانند ویدیو، عکس یا تصویرسازی، کلام یا صوت را شامل شوند. یکی از ترفند ها این است که به سراغ ارتباطی بروید که قبلاً کسی به سراغش نرفته باشد. این کار نگاه مخاطب را به سمت شما معطوف می دارد و توجهش را جلب می کند.
روسانی در این باره می گوید: «معمولاً آرزو ها یا ترس های افراد می توانند نقش این محرک را بازی کنند. هیچ کس توجهش به چیز های عادی جلب نمی شود.

 

از ته قلب سخن بگویید و با مخاطب صادق باشید
اگر شرکت شما بلاگ دارد، فایل ویدیویی منتشر می کند یا روی شبکه های اجتماعی حضور دارد، این توصیه باید به طور اخص برایتان جالب توجه باشد. اطلاعاتی که در ادامه خواهید خواند از سوی مؤسس یک بلاگ پرطرفدار برای شما انتخاب شده اند.
او می گوید: «کلید کار، برقراری ارتباطی صادقانه با مخاطب است. این احتمال وجود دارد که دیگران نیز تجربه ی مشابهی با شما داشته باشند و همین اشتراک، آن چیزی است که در نهایت باعث می شود مردم در بلند مدت به پیام شما توجه نشان دهند».
مؤسس این وبلاگ ادامه می دهد وقتی سفره ی دلتان را برای مخاطب باز کنید و تجربه و علاقه ای که پشت کارتان هست را با آنها در میان بگذارید، مخاطب نیز با شما ارتباط برقرار می کند و در نتیجه احتمال آنکه به پیام شما توجه کند بیشتر خواهد بود.

 

فرضیات خود را کنار بگذارید
واداشتن مردم به شنیدن پیام شما تازه قدم اول است. چالش بزرگ تر آن است که کاری کنید دوباره برای این کار به سراغ شما بیایند.
فرض کنیم شما سرویس تحویل غذا دارید. تعداد زیادی مشتری تازه پیدا می کنید اما آنها بعد از اولین سفارش دیگر پیدایشان نمی شود.
اغلب دارندگان کسب و کار در چنین موقعیتی شروع می کنند به گمانه زنی در مورد دلایل احتمالی این موضوع. برخی از آنها موضع دفاعی به خود می گیرند، مشتریان را متهم می کنند و می گویند آنها هستند که ارزش محصول یا خدماتشان را درک نمی کنند.
اما شما باید همین حالا گمانه زنی را متوقف کنید و کنار بگذارید. گمانه زنی بدون پشتوانه ی دقیق و داده های درست، یکی از بدترین کار هایی است که می توانید در حق کسب و کار خود انجام دهید.
در عصر داده ها و تحلیل های هوشمند، تقریباً می توان هر چیزی را با بررسی داده هایش تجزیه و تحلیل کرد و فهمید. استفاده نکردن از داده به نفع خود، دیگر نوعی حماقت محسوب می شود.
در نهایت، اگر می خواهید مشتریان احتمالی تان دستشان را به خاطر شما در جیبشان ببرند، باید تغییر را پذیرا باشید. روی یک نوع بازاریابی خاص متوقف نشوید. حتی کسب و کار شما نیز ممکن است برای جلب نظر مشتریان احتمالی خود مجبور شود مسیر متفاوتی در پیش بگیرد.

منبع: digiato

entrepreneur success - با اجزای تشکیل دهنده چارچوب ذهنی کارآفرینی آشنا شوید

کارآفرینان ظاهر و سن و سال های متفاوتی دارند و ممکن است اهل هر جایی باشند. آنها لزوماً یونیفرم خاصی نمی پوشند و کارت عضویت کلوپ کارآفرینی به گردن خود نمی آویزند. اگر در کوچه و خیابان از کنار یکی از آنها رد شوید یا در رستورانی کنار یکی از آنها بنشینید، به احتمال زیاد اصلاً میتوجه نمی شوید با یک کارآفرین روبرو شده اید.

پس چه چیزی است که از انسان یک کارآفرین می سازد؟

پیش از این تصور بر این بود که افراد به خاطر کاری که انجام داده اند لقب کارآفرین گرفته اند. اغلب مواقع کارآفرینان را کسانی می دانستیم که شرکتی به راه می انداختند. این تعریف هم در جای خود صدق می کند اما امروزه مفهوم کارآفرینی به طور قطع تغییر کرده است.

اکنون، بیشتر تمایل داریم کارآفرینان را کسانی بدانیم که به شکل خاصی فکر می کنند. اگر امروز قرار بود کلوپی برای کارآفرینان وجود داشته باشد، به احتمال زیاد در مورد عضویت یافتن یا نیافتن شما بر اساس شیوه ی تفکرتان در مورد موضوعات مختلف تصمیم گیری می شد نه اینکه زندگی خود را از چه راهی می گذرانید.

شیوه ی تفکر به خصوص کارآفرینان را «چارچوب ذهنی کارآفرینی» می نامند. ریشه یابی نحوه ی تفکر کارآفرینان موضوع نسبتاً تازه ای است که تحقیق و پژوهش های زیادی حول آن در حال شکل گرفتن است.

در بسیاری از نقاط جهان کارآفرینی سال هاست که به جوانان و حتی نوجوانان آموزش داده می شود. اما با ادامه یافتن تحقیقات و به اشتراک گذاشته شدن این ایده ها با افراد بیشتر و بیشتر، درباره ی این چارچوب ذهنی، نحوه ی عملکرد، شیوه ی صحیح آموزش و به کارگیری آن نیز چیز های بیشتری یاد خواهیم گرفت.

به عنوان بخشی از این تحقیقات و بر اساس تجربه، محققین توانسته اند چارچوب ذهنی کارآفرینی را به ۸ ویژگی اصلی تقسیم کنند. این ۸ ویژگی بیانگر شیوه های خاص کارآفرینان برای فکر کردن به موضوعات مختلف و نزدیک شدن به آنهاست. لازم به ذکر است که ویژگی های یاد شده انعطاف ناپذیر نیستند. بلکه برعکس، انعطاف پذیرند و می توانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند.

از طرف دیگر ویژگی های یاد شده را نمی توان سیاه و سفید در نظر گرفت و گفت برای کارآفرین بودن باید همه ی آنها را داشته باشید. کارآفرینان نیز مثل هر کس دیگر، نقاط قوت و نقاط ضعف متفاوتی دارند.

با این وجود، فارغ از اینکه شغلتان چیست، ۸ عامل تشکیل دهنده ی چارچوب ذهنی کارآفرینی که کارآفرینان بر اساس آنها فکر می کنند و دست به عمل می زنند را می توانید در ادامه از نظر بگذرانید.

۱فرصت شناسی

کارآفرینان فرصت ها را به خوبی شناسایی می کنند و اساساً اغلب به دنبال پیدا کردن فرصت هستند. آنها یاد می گیرند چگونه برای راحت تر کردن همه چیز برای خود و دیگران، راه های تازه ای بیابند.

۲خطرپذیری

کارآفرینان یاد می گیرند همه چیز را بسنجند و ریسک هر کاری را ارزیابی کنند. آنها با سرمایه گذاری زمان و منابع مختلف روی کار ها و ایده هایی که امتحان خود را پس نداده اند مشکلی ندارند.

۳خلاقیت و نوآوری

کارآفرینان در حل خلاقانه ی مسائل توانایی زیادی دارند. آنها در مواجهه با چالش های موجود، قادرند از ابزار ها و رویکرد های غیر متعارفی بهره بگیرند.

۴آینده گرایی

یک کارآفرین به قدم های بعدی هر کاری می اندیشد و مسئولیت نتایج اقدامات خود را به گردن می گیرد. کارآفرینان می توانند روی دستاورد های مطلوب و رسیدن به اهدافی که از پیش برای ایده های خود در نظر گرفته اند متمرکز باشند.

۵انعطاف و تطبیق پذیری

کارآفرینان نه تنها تغییر کردن را یاد می گیرند، بلکه هر لحظه انتظار تغییر را نیز دارند. آنها برای مواجه شدن با موانع، وقفه ها و اطلاعات تازه و واکنش سریع در قبال آنها، خود را آماده می کنند.

۶ابتکار عمل و انگیزه

کارآفرینان برای انجام کار ها نیازی به تشویق و ترغیب دیگران ندارند و به صورت خودجوش انگیزه شان را برای رسیدن به اهداف خود بالا نگه می دارند. احتمال آنکه یک کارآفرین خودش مستقیماً به سمت مواجه شدن با یک چالش برود خیلی بیشتر از آن است که برای این کار منتظر محرک یا دستور بماند.

۷تفکر انتقادی و توانایی حل مسئله

کارآفرینان از توان تحلیلی بالایی برخوردارند. آنها می توانند یاد بگیرند چگونه اجزای تشکیل دهنده ی چالش ها، فرصت ها و حتی محصولات را ببینند. آنها می توانند تحلیل های دقیق و عمیقی از شرایط داشته باشند.

۸ارتباط و همکاری

کارآفرینان در به اشتراک گذاری هر چیزی، استعداد خوبی دارند. ایده ها و درونداد هایی که از سمت دیگران دریافت می کنند باعث پیشرفتشان می شود. آنها می توانند ایده های خود را به صورت شفاف و با هیجانی وصف ناشدنی به دیگران انتقال دهند.

چند نمونه از ویژگی های بالا را در خود دارید؟

حتی اگر تعداد ویژگی هایی که در خودتان یافته اید کم است نباید نگران باشید؛ هر کسی می تواند این مهارت ها را یاد بگیرد. پالایش و بهبود اجزای تشکیل دهنده ی چارچوب ذهنی فعلی تان نیز می تواند فکر خوبی باشد.

به یاد داشته باشید که یک کارآفرین لزوماً شرکتی بنا نکرده است. یک کارآفرین می تواند مهندس، نویسنده و یا مدیر باشد.

منبع: دیجیاتو