
گوگل اخیرا از جدیدترین پردازندهی کوانتومی خود به نام بریستلوکون رونمایی کرد. این پردازنده میتواند نقشی کلیدی در کاربردی ساختن کامپیوترهای کوانتومی بازی کند.
با توجه به هیاهوی پیرامون کامپیوترهای کوانتومی، شاید این سوال برایتان پیش آمده است که چرا این دسته از کامپیوترها هنوز راه خود را به خانهها پیدا نکردهاند. عرصهی رایانش کوانتومی که در آن پردازنده، پردازش طیفی از ورودیها و خروجیها را در یک زمان برعهده میگیرد، در سالهای اخیر مسیرهای تازهای را پیش روی ما گشوده است. اما کامپیوترهای کوانتومی هنوز بهصورت عمده در زمینههای تحقیقاتی بهکار برده میشوند. بنابراین، هنوز مسیر درازی باقیمانده است تا این دسته از کامپیوترها بین کاربران فراگیر یا حتی کاربردی شوند.
ما هنوز به چنین نقطهای نرسیدهایم، اما با رونمایی گوگل از بریستلوکون (Bristlecone)، آخرین و قدرتمندترین پردازندهی کوانتومی این شرکت، یک قدم به این هدف نزدیکتر شدهایم. در اینجا به شرح ۳ نکتهی مهم دربارهی پردازندهی کوانتومی جدید گوگل میپردازیم:
بریستلوکون یک پردازندهی کوانتومی ۷۲ کیوبیتی است
کیوبیت یا بیت کوانتومی واحد پایهی اطلاعات در یک پردازندهی کوانتومی است. هرچه پردازنده از کیوبیت بیشتری برخوردار باشد، قادر به پردازش اطلاعات بیشتری در یک زمان است و در مجموع قدرت بیشتری خواهد داشت.
IBM اخیرا از یک سیستم ۵۰ کیوبیتی رونمایی کرد؛ اما بریستلوکون از محصول IBM پیشی گرفته و به مقدار عظیم ۷۲ کیوبیت مجهز شده است.
شرکتهای مختلفی که به دنبال ساخت سختافزار کوانتومی هستند، همیشه تمایل دارند تا به مقدار کیوبیت موجود در پردازندههای جدیدشان افتخار کنند و هرچند مقدار کیوبیت عاملی تعیینکننده در عملکرد یک پردازندهی کوانتومی به حساب نمیآید؛ اما بدون شک خصوصیت مهمی به شمار میرود.
بریستلوکون از نرخ خطای کمتری برخوردار است
با وجود پیشرفتهای اخیر، کیوبیتهای امروزی همچنان ناپایدار هستند و سختافزار برای اجرای آنها باید ثابت و پابرجا باشد. کامپیوترهای کوانتومی باید پردازندههای خود را بهشدت خنک نگه دارند و در برابر ضربات خارجی از آنها محافظت کنند. حتی سروصدای اتفاقی میتواند منجر به بروز خطا در کامپیوتر شود.
پردازندههای کوانتومی برای فعالیت در شرایط حداقلی باید از نرخ خطای کمتر از نیم درصد برای هر دو کیوبیت برخوردار باشند. بهترین نرخ خطای گوگل با بهرهگیری از سختافزار بسیار کوچکتر ۹ کیوبیتی، ۰.۶ درصد است. گوگل در پست وبلاگ خود به نرخ خطای بریستلوکون اشارهای نکرده؛ با این حال، این شرکت بهطور مشخص اعلام کرده است که تلاش میکند تا نتایج پیشین خود را بهبود ببخشد. بهمنظور کاهش نرخ خطای این کامپیوتر ۷۲ کیوبیتی، مهندسان باید دریابند چگونه نرمافزار، کنترل الکترونیکی و خود پردازنده میتوانند بدون ایجاد خطا در کنار یکدیگر فعالیت کنند.
بریستلوکون یک قدم جدی در مسیر پیشرفت پردازندههای کوانتومی است
پژوهشگران بهسختی مشغول فعالیت هستند تا کامپیوترهای کوانتومی را در اختیار ما قرار دهند؛ زیرا آنها بر این باورند که این دستگاهها بدون شک ابرکامپیوترهای کلاسیک را در زمینهی عملکرد شکست میدهند. عبارت «برتری کوانتومی» به چشماندازی اشاره میکند که در آن کامپیوترهای کوانتومی مسائلی را حل میکنند که کامپیوترهای کلاسیک از حل آنها ناتوان هستند. به باور برخی از پژوهشگران، هنگامی که کامپیوترهای کوانتومی ۱۰۰ کیوبیتی از راه برسند، این اتقاق به وقوع خواهد پیوست. آن طور که گوگل در پست وبلاگ خود نوشته است، هنگامی که به این نقطه برسیم، برتری کوانتومی نقطهی عطفی خواهد بود که در تاریخ این عرصه رقم میخورد.
بریستلوکون دقیقا ما را به این نقطه نخواهد رساند؛ اما تیم گوگل هوشیارانه امیدوار است که این پردازندهی جدید بتواند این روند را تسریع کند. در نهایت نتیجه این خواهد بود که کامپیوترهای کوانتومی میتوانند سرانجام به کامپیوترهایی با «کارکرد کاربردی» تبدیل شوند.

خودکارسازی آموزش سیستمهای یادگیری ماشینی، میتواند دسترسی عمومی به هوش مصنوعی را افزایش دهد.
سرویس جدیدی به نام «کلاود اتوامال»، با بهرهگیری از چندین ترفند یادگیری ماشین، بهصورت خودکار اقدام به ساخت و آموزش یک الگوریتم یادگیری عمیق میکند که قادر به تشخیص اشیاء درون یک تصویر است.
این فناوری فعلا بهصورت محدود توسعه یافته است؛ اما میتواند آغازی بر ساخت یک نمونهی بسیار بزرگتر باشد. ساخت و بهینهسازی یک الگوریتم شبکهی عصبی عمیق، علاوه بر آشنایی کامل با دانش ریاضیات و برنامهنویسی، نیازمند تمرین گسترده بهمنظور بهبود پارامترهای الگوریتم است تا نتیجهای صحیح و بینقص به دست آید. دشواری توسعهی سیستمهای هوش مصنوعی، مسابقهای برای بهکارگیری استعدادها به راه انداخته است. در نتیجه، تنها شرکتهای بزرگ با پشتوانهی مالی عظیم معمولا از پس هزینههای ساخت الگوریتمهای اختصاصی هوش مصنوعی برمیآیند.
فِیفِی لی، پژوهشگر ارشد گوگل کلاود، روز دوشنبه در آستانهی انتشار سرویس جدید تیمش گفت: «ما باید هوش مصنوعی را در دسترس افراد بیشتری قرار دهیم.» لی تخمین میزند که حداکثر چند هزار نفر در سراسر دنیا از تخصص لازم برای ساخت بهترین الگوهای یادگیری عمیق برخوردار هستند. وی در ادامه افزود: «اما برآورد میشود که امروزه ۲۱ میلیون توسعهدهنده در سراسر جهان وجود دارد. ما میخواهیم از تمام آنها حمایت کنیم و هوش مصنوعی را در دسترس این توسعهدهندگان قرار دهیم.»
رایانش ابری یکی از کلیدهای افزایش دسترسی به هوش مصنوعی است. گوگل، آمازون، مایکروسافت و دیگر شرکتها بهسرعت مشغول افزودن ظرفیتهای یادگیری ماشین به پلتفرمهای ابری خود هستند. گوگل کلاود اکنون ابزارهای فراوانی از این دست ارائه میدهد؛ اما آنها از الگوهای پیشآموخته استفاده میکنند. این الگوها دایرهی توانایی آنها را محدود میکند. برای مثال، برنامهنویسان میتوانند از این ابزارها تنها برای تشخیص یک طیف محدود از اشیاء یا صحنههایی که پیش از این به سیستم شناسانده شدهاند، استفاده کنند. نسل جدیدی از ابزارهای یادگیری ماشین مبتنی بر فضای ابری که قادر به آموزش خود هستند، این فناوری را در ابعاد بسیار وسیعتری توسعه میدهند و استفاده از آن را آسانتر میکنند.
چندین شرکت در چند ماه گذشته، مشغول آزمایش گوگل کلاود اتوامال بودهاند. دیزنی با بهرهگیری از این سرویس روشی جدید برای جستجوی کالاهایش و یافتن شخصیتهای کارتونی بهخصوص، حتی اگر آن محصولات برچسب نام آن شخصیت را به همراه نداشته باشند، توسعه داده است.
وواکین ونشورن، استاد بنیاد فناوری آیندهوون در هلند که متخصص یادگیری ماشین خودکار است، میگوید هرچند این حوزه اخیرا توجهات زیادی را به خود جلب کرده؛ اما هنوز یک مبحث تحقیقاتی نسبتا جدید است. اینکه بهسرعت امکان عرضهی این نوع هوش مصنوعی بهعنوان یک سرویس تولیدی فراهم شود، اقدامی خیرهکننده بهحساب میآید.
ونشورن میگوید خودکارسازی (اتوماسیون) میتواند هزینههای محاسباتی را بهشدت افزایش دهد.؛ در نتیجه، گوگل باید منابع فراوانی به این سرویس اختصاص دهد. با تلاش برنامهنویسان در طراحی سیستمهای هوش مصنوعی با کاربردهایی بسیار گستردهتر و فراتر از طبقهبندی سادهی تصاویر، این هزینهها احتمالا بیشتر خواهد شد.
پژوهشگران گوگل مدتی است که محدودیتهای خودکارسازی هوش مصنوعی را آزمایش کردهاند. در سال ۲۰۱۶، یک تیم تحقیقاتی نشان داد که یادگیری عمیق به خودی خود میتواند برای شناسایی بهترین تغییرات در یک سیستم یادگیری عمیق استفاده شود. سال گذشته، گروه دیگری از انتخاب طبیعی شبیهسازیشده استفاده کرد تا یک ساختار شبکهی مطلوب را تکامل دهد و اخیرا دو دانشمند گوگل با بهرهگیری از یادگیری تقویتی (تکنیکی که از نحوهی یادگیری حیوانات از طریق بازخورد مثبت الهام گرفته شده است)، یک سیستم یادگیری عمیق را بهصورت خودکار بهبود دادند.
تلاشها در این حوزه میتواند در نهایت در شکلگیری تلاشی بزرگتر برای ساخت اشکال کلیتر و مناسبتر از هوش مصنوعی مؤثر واقع شود. با این حال، اگر برنامهنویس هستید، میتوانید پیش از آنکه تمام امور بهدست ماشینها انجام شود، اقدام به توسعهی هوش مصنوعی اختصاصی خود کنید.

با وجود اینکه در طی چند سال اخیر سروصدای زیادی پیرامون گوشیهای کاملا انعطافپذیر ایجاد شده است، اما در نمایشگاه MWC 2018 چنین گوشی هوشمندی معرفی نشد. با این وجود، باید بگوییم که همین حالا هم نمایشگرهای منعطف راه خود را به گوشیهای هوشمند باز کردهاند. اگر معمولا جدیدترین گوشیهای پرچمدار را میخرید، احتمالا گوشی شما هم از چنین نمایشگری بهره میبرد.
نمایشگر اولد گوشیهایی مانند گلکسی اس ۸، اس ۹، نوت ۸ و آیفون ۱۰، از جمله بهترین نمایشگرهای موجود محسوب میشوند. با وجود این موضوع، علیرغم پیشبینیها، بهرهگیری از این نمایشگرها منجر به فروش بسیار بالای گوشیهای مجهز به آنها نشده است. در حقیقت، این گوشیها از نمایشگرهای اولد منعطف بهره میبرند، با این تفاوت که این نمایشگرها در یک بدنهی انعطافناپذیر قرار گرفتهاند. هرچند گوشیهای کاملا انعطافپذیر هنوز وارد بازار نشده؛ اما باید بگوییم که فناوری نمایشگرهای منعطف تا حالا پیشرفتهای محسوسی داشته است.
سامسونگ بیش از ۹۵ درصد از بازار نمایشگرهای اولد گوشیهای هوشمند را در اختیار دارد. نمایشگرهای زیبای سامسونگ را میتوانیم در گوشیهای این شرکت و آیفون ۱۰ مشاهده کنیم. اپل با استفاده از نمایشگرهای این شرکت توانست آیفون ۱۰ را مجهز به یک نمایشگر زیبای ۵.۸ اینچی بسیار کمحاشیه کند. گلکسی اس ۸ و اس ۹ هم از نمایشگر اولد منعطف استفاده میکنند؛ نمایشگری که در دو طرف گوشی خمیده شده است. اما از آنجایی که این نمایشگر توسط یک شیشهی محافظ سفتوسخت احاطه شده، نمیتوان حالت آن را تغییر داد.
بیشتر گوشیهای پرچمدار سال جاری از نمایشگرهای اولد بهره میبرند و احتمالا در یک یا دو سال آینده هم شاهد ادامهی این روند خواهیم بود. اما مشکل در اینجاست که این استفادهی گسترده از نمایشگرهای اولد منجر به رشد چشمگیر فروش گوشیهای پرچمدار نشده است. سامسونگ با عرضهی گوشیهای گلکسی اس ۸ و نوت ۸ توانست بازگشت پرقدرتی به بازار گوشیهای هوشمند داشته باشد و همچنین این گوشیها زبان و فلسفهی طراحی جدید این شرکت را هم تثبیت کردند. از آن طرف اپل با عرضهی آیفون ۱۰ سروصدای زیادی را ایجاد کرد. با وجود این اقدامات، تقاضا برای خرید گوشیهای پرچمدار، افزایش قابل ملاحظهای نداشته است. در عوض، آمار جهانی فروش گوشیها رو به کاهش است.
بخشی از این ماجرا به عدم راهیابی نمایشگرهای منعطف به گجتهای انعطافپذیر برمیگردد. در طی سالهای گذشته شاهد نمایشگرهای منعطف زیادی بودهایم، اما تنها با استفاده از یک نمایشگر منعطف نمیتوان یک گوشی انعطافپذیر را تولید کرد. با وجود اینکه نمونههای اولیهی گوشیهای انعطافپذیر زیادی معرفی شده، اما تا حالا هیچ شرکتی چنین ریسکی را نپذیرفته و حاضر به ارائهی یک گجت مجهز به یک نمایشگر کاملا انعطافپذیر نشده است.
استفاده از نمایشگرهای منعطف میتواند طراحی گوشیهای هوشمند را دچار تغییر و تحول بنیادین کند. شاید هم در این میان شرکتی جسارت به خرج دهد و بتواند از طراحیهای مستطیلی شکل گوشیها دل بکند و طرح جدیدی ارائه دهد. سامسونگ در چند سال گذشته همواره خبرهایی را در مورد ارائهی یک گوشی انعطافپذیر منتشر کرده که آخرین آنها در نمایشگاه MWC امسال بود.
چرا هنوز یک گوشی کاملا انعطافپذیر عرضه نشده است؟
در نمایشگاههای CES ۵ تا ۶ سال گذشته، شاهد گجتهای بسیار انعطافپذیری بودهایم، گجتهایی که برخی از آنها از قابلیت خم شدن بهره میبردند و برخی هم میتوانستند تا شوند. عدم عرضهی گوشیهای انعطافپذیر دلایل آشکار زیادی دارد. نمایشگرهای اولد از مواد ارگانیکی بهره میبرند که نسبت به آب حساس هستند و به همین خاطر به استفاده از یک محافظ شیشهای نیاز دارند. در مورد دیگر قطعات هم هرچند پیشرفتهایی حاصل شده، اما هنوز راه زیادی را پیش داریم. بهعنوان مثال میتوانیم به باتریهای انعطافپذیر اشاره کنیم که در حال حاضر وجود دارند، اما این باتریها در حال حاضر از ظرفیت چندان زیادی بهره نمیبرند. علاوه بر این، برای تولید گجتهای کاملا انعطافپذیر، باید قطعاتی مانند پردازندهها و دوربینها را هم باید بهصورت کاملا انعطافپذیر تولید کنیم. با توجه به این موضوع، پیشرفت در زمینهی نمایشگرهای منعطف به تنهایی موجب ساخت گجتهای انعطافپذیر نمیشود و برای ساخت چنین گجتهایی، نیازمند پیشرفتها و نوآوریهای بسیار بیشتری هستیم.
نگاهی به آینده
در حال حاضر در مورد تکنولوژی نسل بعدی نمایشگرهای پرطرفدار نمیتوان با قاطعیت سخن گرفت؛ زیرا احتمالا در آیندهی نزدیک شاهد رقابت تنگاتنگی بین نمونههای پیشرفتهتر اولد، تکنولوژی کوانتوم دات و میکرو الایدی خواهیم بود.
در مورد تکنولوژی «کوانتوم دات» (Quantum dot) باید بگوییم که این تکنولوژی از کوانتوم داتهای بسیار ریزی تشکیل شده که هرکدام از آنها به اندازهی مجموع ۱۰ اتم هلیوم است. این کوانتوم داتها با دریافت سیگنالهای الکتریکی میتوانند نور را در طول موجهای مختلفی منتشر کنند. باید خاطرنشان کنیم که ساخت نمایشگرهای مجهز به این فناوری کار چندان سادهای محسوب نمیشود. البته در نظر داشته باشید که تلویزیونهای فعلی کوانتوم دات سامسونگ از این فناوری بهره نمیبرند.
این تکنولوژی در حال حاضر دارد راه خود را به سمت نمایشگرهای السیدی باز میکند. نمایشگرهای السیدی مجهز به این فناوری، از کنتراست و نور بیشتر، زاویههای دید بهتر و رنگ سیاه عمیقتری بهره میبرند. همچنین به دلیل عدم استفاده از مواد ارگانیک، این نمایشگرها دچار سوختگی موضعی نمیشوند. هرچند باید بگوییم که نمایشگرهای اولد در مقایسه با نمایشگرهای مجهز به فناوری کوانتوم دات، نازکتر و منعطفتر هستند.
در آخر هم باید به فناوری میکرو الایدی اشاره کنیم؛ فناوریای که نسخهی کوچک شدهی تکنولوژی محبوب الایدی است. از جمله مزیتهای نمایشگرهای میکرو الایدی نسبت به نمایشگرهای اولد میتوانیم به عدم نیاز به نور پسزمینه، نسبت کنتراست بسیار بالا، رنگ سیاه عمیق و مصرف انرژی کمتر اشاره کنیم.
بهزودی شاهد چه چیزهایی خواهیم بود
از بین نمایشگرهایی که احتمالا بهزودی میتوانیم ببینیم، میتوانیم به نمایشگر استفاده شده در گوشی Razer اشاره کنیم. این گوشی از نمایشگر السیدی مجهز به فناوری IGZO استفاده میکند. به لطف استفاده از این فناوری، نمایشگر این گوشی از مشخصههایی مانند عملکرد بهتر، نرخ بهروزرسانی بالاتر و مصرف انرژی کمتر بهره میبرد.
علاوه بر این، با توجه به حرکت کارخانههای چینی به سمت تولید نمایشگرهای اولد، میتوانیم انتظار حضور این نمایشگرها را در گوشیهای میانرده داشته باشیم. البته به دلیل اینکه این سازندگان در این زمینه تازهکار محسوب میشوند، احتمالا تا دو سال آینده کیفیت نمایشگرهای اولد آنها به پای کیفیت نمایشگرهای سامسونگ نخواهد رسید. علاوه بر موارد ذکر شده، احتمالا در سال آینده شاهد بهبود کیفیت نمایشگرهای اولد ساخت الجی هم خواهیم بود. همچنین گفته میشود که سونی و اپل برای گوشیهای آیندهی خود از نمایشگرهای اولد استفاده خواهند کرد.
روی هم رفته، یکی از شرکتهایی که فاصلهی کمی با عرضهی یک گجت کاملا انعطافپذیر دارد، شرکت سامسونگ است. با این وجود، این شرکتها تا زمانی که از موفقیت چنین گجتهایی اطمینان حاصل نکنند، دست به انجام چنین ریسک پرخطری نمیزنند. در نهایت باید بگوییم که با توجه به موضوعات ذکر شده، در سال ۲۰۱۸ نباید انتظار ارائهی یک گوشی انعطافپذیر را داشته باشیم.

شرایط محیط کار یکی از جنبههای مهم در بهرهوری کارمندان به شمار میرود. راحتی، زیبایی، چشمنوازی و سادگی از جمله مهمترین عناصر ساخت یک محیط کاری عالی هستند.
خوشبختانه در شرکتها و سازمانهای بزرگ به ساخت یک محیط کاری عالی از جنبههای مختلف اهمیت زیادی داده میشود. هر شرکتی معیارهای متفاوتی برای بهرهوری دارد.
اهداف کسب و کار و ویژگیهای نیروی کار، در معیار انتخاب تأثیرگذار خواهند بود. بهعنوان مثال، ببینید آیا معیار شما از بهرهوری مطابق روشهای سنتی و با توجه به هزینه یا بازدهی هر متر مربع از فضای شرکت تعریف میشود؟ یا اینکه موضوعاتی مانند ساعات نشستن یا ایستادن هر کارمند پشت میز، تعاملات هر کارمند با دیگر اعضای تیم و خوشحالی کارمندان را میخواهید بهعنوان معیار اندازهگیری در نظر بگیرید؟
در برخی از شرکتها به کارمندان نیز اجازه تغییر دادن محیط کار داده میشود تا هر شخصی با توجه به روحیات و نیازهای خود از محیط کار، آن را به دلخواه خود با وسایل مختلف تغییر دهد. بهعنوان مثال، استفاده از پردههای کرکرهای به کارمندان اجازه میدهد که بتوانند در ساعات مختلف روز و با توجه به روحیه خود، نور اتاق را تنظیم کنند. همچنین میزهایی که قابلیت تنظیم دارند، از دیگر امکاناتی هستند که به کارمندان اجازه میدهند بهصورت نشسته یا ایستاده کارهای خودشان را انجام دهند.
وبسایت officelovin با هدف معرفی محیطهای کاری شرکتهای مختلف – چه کوچک و چه بزرگ – قصد دارد محیطهای مختلف کاری را به افراد و مدیران شرکتهای دیگر نشان دهد. برای استفاده از این وبسایت نیازی به زبان انگلیسی قوی ندارید و با توجه به نام شرکت و عکسهایی که از محیطهای کاری آن تهیه شده است، میتوانید محیطهای مختلف را مشاهده کنید و حتی از آنها الگو بگیرید.
برای استفاده از این وبسایت به Officelovin مراجعه کنید.

همانطور که میدانید تلگرام به محبوبترین برنامه پیامرسان در کشور ما تبدیل شده و با وجود مشکلات گاه به گاه و حرف و حدیثها و بحثهای بسیار بر سر بودن یا نبودن، هنوز هم با اقتدار جایگاه خود را حفظ نموده است!
کاربرد فراوان این پیامرسان در زمینههای مختلف از سرگرمی و اطلاع رسانی گرفته تا استفاده شغلی و بازار کار، برنامه نویسان را وادار به تولید اپلیکیشنهای مختلفی کرده که هر کدام از آنها ویژگیهای خاصی دارند و گاهی به نوعی کم و کاستیهای نسخه اصلی را جبران میکنند. استفاده از اپلیکیشنهای سوم شخص تلگرام همیشه با تردیدها و نگرانیهای امنیتی همراه بوده است و صاحبنظران استفاده از آنها را توصیه نمیکنند؛ اما وجود امکانات بیشتر از نسخه اصلی و رابط کاربری بهتر، کاربران زیادی را وادار به نصب آنها میکند. اخیرا نام اپلیکیشنی به نام تلگرام X به گوش میرسد که یک تفاوت اساسی با سایر اپلیکیشنهای تلگرامی دارد؛ تلگرام X دومین اپلیکیشن رسمی پیامرسان تلگرام است؛ هر چند به نظر میرسد در اصل برنامهای به نام Challegram بوده که از توسعه دهنده آن خریداری شده و نامش تغییر یافته است. این اپلیکیشن همانند نسخه اصلی کاملا امن است و البته تفاوتهایی هم با برنامه اصلی دارد.
تلگرام X برای سیستم عامل iOS (دانلود از اپاستور) هم در دسترس است ولی ما نسخه اندروید آن را با برنامه اصلی تلگرام مقایسه کردیم که به احتمال فراوان وضعیت برای نسخه iOS نیز مشابه است. در ادامه مطلب همراه باشید تا بدانید که تلگرام X چه تفاوتهایی با تلگرام عادی دارد؟
رابط کاربری
رابطهای کاربری تلگرام X و تلگرام عادی تفاوتهایی دارند؛ تلگرام عادی گزینه تماس صوتی را به صورت جداگانه در منوی خود دارد؛ در تلگرام X، چتها و تماسها توسط تبها (زبانهها) از یکدیگر جدا میشوند؛ مشابه چیزی که در پیامرسان WhatsApp میبینیم، علاوه بر این منوی سمت راست با تلگرام معمولی متفاوت است، در اینجا طراحی کلاسیک متریال و گزینههای کمتری را شاهد هستیم. تلگرام X به لطف انیمیشنهای روانش به میزان قابل توجهی سریعتر از نسخه معمولی احساس میشود.
حالتهای شب و Bubbles
تلگرام X یک حالت شب (Night mode) دارد که میتوانید از طریق منو به آن دسترسی پیدا کنید؛ این حالت به ویژه برای صفحات نمایش OLED بسیار مناسب است. اپلیکیشن عادی تلگرام حالت شب ندارد اما میتوانید از طریق منوی تنظیمات، تم تیره را انتخاب کنید تا حالت مشابهی ایجاد شود. در تلگرام X میتوانید حالت automatic night mode را انتخاب کنید تا تغییر به حالت شب و حالت عادی با استفاده از سنسور نور گوشی انجام شود؛ به این ترتیب با کم شدن نور محیط، حالت شب به صورت خودکار اعمال میشود؛ میزان نور لازم برای فعال شدن Night mode هم به راحتی قابل تنظیم است.
تلگرام X یک حالت حبابی (Bubbles Mode) دارد که در واقع همان حالت نمایش معمول در اپلیکیشن عادی تلگرام است؛ این حالت به صورت پیشفرض فعال است اما با خاموش کردن آن پیامها به صورت خطی نمایش داده میشوند.
دستهبندی پیامهای ذخیره شده
یکی از ویژگیهای جالب تلگرام X، در قسمت پیامهای ذخیره شده آن است؛ پیامهای ذخیره شده (Saved Messages) توسط بسیاری از کاربران به منظور ذخیره پستهای مورد علاقه، مدارک و فایلهای مالتیمدیا مورد استفاده قرار میگیرد و حالا به خاطر حالت Tabها یافتن پستهای ذخیره شده مورد نظر بسیار آسان است؛ در تلگرام عادی برای یافتن یک پست باید آیکن Saved Messages و سپس منوی کشویی ظاهر شده از بالا را لمس کنید تا به زبانههای مورد نظر دسترسی پیدا کنید؛ این کار یعنی طی کردن مراحل اضافه!
مد پیشرفته
تلگرام X یک حالت پیشرفته دارد که میزبان یک سری از ویژگیهای جدید است؛ از سوایپ کردن برای مخفی شدن صفحه کلید گرفته تا نشان دادن گزینههای هدایت پیامها و خیلی چیزهای دیگر!
ژستهای حرکتی جدید
در تلگرام X، لمس طولانی چتها و کانالها پیشنمایشی از آنها را نشان میدهد؛ این حرکت در تلگرام عادی فقط گزینههایی از قبیل پین (سنجاق کردن)، حذف و پاک کردن تاریخچه را آشکار میکند. همچنین همانند اپلیکیشن عادی تلگرام میتوانید با این کار حداکثر ۵ چت را پین کنید. یک ژست حرکتی (جسچر) دیگر نیز وجود دارد که شما را قادر به ایجاد چت/گروه/کانال/چت مخفی جدید میکند. برای این کار کافی است که گزینه نوشتن پیام (به شکل قلم) در قسمت پایین سمت راست صفحه را لمس کنید تا آپشنها ظاهر شوند؛ در تلگرام عادی با این کار صفحه جدیدی باز میشود که گزینههای گفته شده در آن قرار دارند.
مواردی که گفتیم آشکارترین تفاوتهای تلگرام X با نسخه عادی تلگرام هستند اما در واقع مهمترین مزیت این نسخه، سرعت بیشتر در کنار امنیت بالای آن است؛ هرچند که هنوز در حالت آزمایشی قرار دارد و یقینا از آنچه که هست بهتر هم خواهد شد. در وبسایت رسمی پیامرسان تلگرام میخوانیم:
هدف تلگرام X بازآفرینی تلگرام و کشف مرزهای جدید در سرعت، سهولت استفاده، کیفیت و جنبههای دیگر است. امروز ما خوشحالیم که دو برنامه جدید رسمی تلگرام X را برای اندروید و iOS ارایه میدهیم. هر دوی این اپلیکیشنها تجربی هستند و ممکن است در نهایت جایگزین برنامههای رسمی موجود شوند، شاید هم این اتفاق نیفتد! هر طور که باشد این برنامهها به ما اجازه میدهند که روشها و تکنولوژیهای جدید را امتحان کنیم و از این طریق توسعه تلگرام را سرعت ببخشیم.

در سالهای اخیر هنگام خرید کامپیوتر یا لپتاپ با یک دو راهی در زمینه انتخاب نوع درایو ذخیرهسازی کامپیوتر مواجهیم. از هارد دیسک (HDD) استفاده کنیم یا از درایو SSD؟ در شما بگویید این هفته قصد داریم بپرسیم اگر قرار باشد بین یکی از این دو مدل درایو ذخیرهسازی داده یکی را انتخاب کنید کدام گزینه را ترجیح میدهید؟
هر کدام از این دو نوع درایو مزایا و معایبی دارند. به شکل کلی درایو هارد دیسک یا Hard disk drive نوعی وسیله ذخیرهسازی داده است که از طریق ضبط مغناطیسی و با کمک هدهایی برای خواندن و نوشتن به ذخیرهسازی داده میپردازد. هارد دیسک از تکنولوژی قدیمیتری استفاده میکند (این تکنولوژی اولینبار شصت سال پیش معرفی شد) و نسبت به درایو SSD ارزانقیمتتر است. مزیت دیگر این نوع درایوها در کنار قیمت ارزان، توانایی ذخیرهسازی حجم بالایی از دادهها است.
اما درایوهای SSD یا Solid-state drive چه مزایایی دارند و چرا بعضی از کاربران این درایوها را برای ذخیرهسازی اطلاعات ترجیح میدهند؟ درایو SSD دارای دیسک یا موتور چرخان نیست، برق کمتری مصرف میکند، مقاوت بیشتری دارد و سرعت آن هم نسبت به درایوهای HDD به شکل قابلتوجهی بالاتر است. درایو SSD چیزی شبیه حافظههای فلش است اما در ابعادی بسیار بزرگتر. اطلاعات در این درایو درون میکروچیپها ذخیره میشود و بر خلاف درایو HDD برای خواندن و نوشتن هم نیازی به بازوی مکانیکی ندارد. اساسا باید گفت درایو SSD برای استفاده از اطلاعات ذخیرهشده و برای ذخیرهسازی نیاز به حرکات فیزیکی ندارد. به این شکل سرعت بالاتری در اختیار کاربر قرار میگیرد اما در ازای این سرعت بالاتر باید مبلغ بیشتری هم بپردازد. این مبلغ به طور متوسط چیزی در حدود ۳ تا ۵ برابر بیشتر است.
بیایید نکات گفته شده را جمعبندی کنیم. درایو HDD ارزانتر است، مدلهایی دارد که میتوان از طریق آنها اطلاعات بسیار حجیم را ذخیرهسازی کرد اما سرعت آن به شکل متوسط در حدود ۳۰ درصد از درایوهای SSD کمتر است.
درایوهای SSD انرژی کمتری مصرف میکنند، قیمت گرانتری دارند، باعث میشوند هنگام روشن کردن کامپیوتر به شکل مشهودی شاهد سریعتر بالا آمدن سیستم باشید و البته مقاومتر و کمصداتر هستند گرچه برای ذخیرهسازی حجمقابل توجه داده (برای مثال بیش از ۴ ترابایت) چندان مناسب نیستند.

کمپانی Vivo به خوبی موفق شده تا نام خود را به عنوان یک موبایل ساز خلاق در دنیا مطرح کند. این کمپانی به گونه رفتار میکند که انگار مسئول برآورده کردن آرزوهای سازندگان دیگر موبایل در دنیا است. حتما به یاد دارید که طرفداران اپل و سامسونگ و غیره همگی پتنتهای مفهومی را ثبت کردند که سنسور اثر انگشت در داخل صفحه صفحه نمایش جای بگیرد تا فضای بیشتری برای صفحه نمایش باقی بماند. این شایعات زمانی به اوج خود رسید که مشخص شد آیفون ۱۰ دکمه هوم ندارد. اما با گذشت زمان دیدیم که نه اپل نه سامسونگ و نه هیچ کمپانی دیگری از پس این کار برنیامد تا اینکه سر و کله Vivo پیدا شد.
سال گذشته Vivo اولین موبایل دنیا را ساخت که حسگر اثر انگشت آن در داخل صفحه نمایش جای گرفته بود و همه عاقه مندان این حوزه موبایلش را تحسین کردند. Vivo برای اینکه این محبوبیت را ادامه بدهد امسال هم نوآوری تازهای دارد که چند سالی است همه کمپانی ها به دنبال آن هستند اما هیچکدام واقعا موفق نبودند. پارامتری که این روزها خیلی مطرح شده نسبت صفحه نمایش به بدنه است. جالب است بدانید این راه را شیائومی با مدل می میکس آغاز کرد و با صفحه نمایش ۶.۴ اینچی به نسبت ۸۳.۶ درصد رسید. حالا هم اپل با آیفون ۱۰ و صفحه نمایش ۵.۸ اینچی به نسبت ۸۲.۹ رسیده و گلکسی اس ۹ هم با صفحه ۵.۸ اینچی نسبت صفحه نمایش به بدنه ۸۳.۶ درصد را دارد. این آمارها همگی بسیار جذاب هستند اما در حقیقت هیچکدام هنوز به درجه بدون حاشیه نرسیدهاند. Vivo در مدل Apex خود موفق شده تا این آمار را به ۹۸ درصد برساند که بینظیر است. در ادامه یک ویدئو از این مدل مفهومی که ساخته شده و کار میکند را میبینید.
برای رسیدن به این نسبت چند مشکل سر راه سازندگان وجود دارد، مشکل اول دوربین سلفی است و بعد از آن اسپیکر روبهرو که در مکالمه استفاده میشود و سنسورهای مورد نیاز مانند سنسور نور و انفرارد و غیره. Vivo برای مشکل اول راهکار بینظیری دارد که عکس آن را در بالا میبینید. زمانی که وارد دوربین سلفی میشوید از بالای گوشی دوربین آن به صورت خودکار بیرون میآید و آماده عکس یا فیلم گرفتن میشود. برای مشکل دوم هم Vivo از راهکار شیائومی استفاده کرده است و با لرزاندن صفحه نمایش صدا تولید میکند که کیفیت آن بسیار خوب است.

طبق گزارشی که به تازگی منتشر شده است، تلگرام توانسته است ۸۵۰ میلیون دلار بودجه برای راه اندازی سرویس بلاک چین خود جمعآوری کند. در گزارشی که تلگرام به کمیسیون اوراق بهادار ایالات متحده ارسال کرده، آمده است که این رقم ۸۵۰ میلیون دلاری قرار است برای «توسعه TON و همچنین توسعه و نگه داری پیغامرسان تلگرام استفاده شود.» این گزارش توسط مدیر عامل تلگرام یعنی «پاول دوروف» امضا و ارسال شده است.
تلگرام برنامه دارد در ماه مارس سال جاری همچنین ۶۰۰ میلیون دلار دیگر جمعآوری کند.
با اینکه اطلاعات زیادی در این باره ارایه نشده، ولی بودجهی جمعآوری شده احتمالا پیشفروش واحد پولی تلگرام است. این بودجه هم به صورت ارز دیجیتال جمعآوری شده است.
هدف تلگرام این بود که ۶۰۰ میلیون دلار بودجه جمعآوری کند، ولی تقاضای بسیار بالا در نهایت این رقم را به ۸۵۰ میلیون دلار رسانده است.
تلگرام برنامه دارد در ماه مارس سال جاری همچنین ۶۰۰ میلیون دلار دیگر جمعآوری کند، ولی تحلیلگران پیشبینی کردهاند رقم جمعاوری شده به جای ۶۰۰ میلیون به ۱.۲ میلیارد دلار برسد، یعنی در مجموعه تلگرام ۲ میلیارد دلار بودجه برای راه اندازی ارز دیجیتال و شبکه بلاک چین خود جمعآوری خواهد کرد.
برای اولین بار است که تلگرام اقدام به جذب سرمایه میکند. بودجهی مورد نیاز این شبکهی اجتماعی توسط پاول دوروف و برادر او نیکولای تامین میشد. این دو برادر قبل از تگلرام، بزرگترین شبکهی اجتماعی روسیه یعنی «وکنتاکت» (Vkontake) را راه اندازی کرده بودند.
در مقایسه با دیگر ارزهای دیجیتال جدید، تقاضا برای خرید ارز دیجیتال تلگرام بارها بیشتر بوده است؛ که نه تنها به خاطر قدرت تلگرام به عنوان یک شبکهی اجتماعی، بلکه همچنین به خاطر استفادهی دیگر شبکههای مالی از تلگرام است.

نیازی نیست که بلوتوث پیچیده باشد و یا نصب آن کار سختی باشد. ایدهی جدیدی وجود دارد که اخیرا اندروید و آیاواس از آن استقبال زیادی کردهاند. ایدهای که در ابتدا نشدنی به نظر میآمد و یا لااقل در ابتدا مورد استقبال کاربران واقع نشد. به نظر میرسد چند هدفون گرانقیمت بود که مهندسین را به فکر مشکلات بلوتوث انداخت. مشکلاتی که ما کمتر به آن فکر میکنیم. اما حالا که راه بهتری پیدا شده است که به کمک آن استفاده از راههای قدیمی دیگر منطقی به نظر نمیرسد. نکتهای که به نظر میرسد مایرکروسافت آن را خوب شنیده باشد.
اوایل این هفته از آخرین اینسایدر ۱۷۰۹۳ ویندوز ۱۰ رونمایی شد. این سیستم به یک سنسور اتوماتیک حساس مجهز است که میتواند به بلوتوث دستگاههایی که به کامپیوتر شما نزدیک میشوند، وصل شود. این روش راهی سریع و آسان است. وقتی که وسیلهی جانبی برای کامپیوتر میگیرید و مجبور هستید از توی منو بلوتوث آن را پیدا کنید و یا اگر فردی اهل کامپیوتر هستید که مجبورید این کار را برای اطرافیانتان انجام دهید، به خوبی میتوانید فایدهی این ایدهی راحت را درک کنید.
درست همانند ایدهی عملی شده توسط اپل و گوگل، برای دستیابی به این امکان نیاز به پیادهسازی کدهای بیشتری بر روی آپدیت ویندوز ۱۰ وجود دارد و این در حالی است که قرار است این آپدیت در ماه مارچ و یا آوریل به بازار بیاید. علاوه بر این بر روی محصولات جانبی نیز باید تنظیماتی اضافه شود. Surface Precision Mouse اولین محصولی بود که تنظیمات بر روی آن پیاده شد و به این بلوتوث جدید وصل شد. البته مایکرویسافت اعلام کردهاست این بلوتوث جدید فقط مختص به محصولات شرکت Surface نخواهد بود. یکی از اعضای تیم مایکروسافت گفته است: تنها محصولات جانبی مشخصی میتوانند شامل این بلوتوث شوند. ما به دنبال این هستیم که در آینده تمامی محصولات جانبی کامپیوتر بازار را پوشش دهیم.
خبرها حاکی از این است که در حال حاضر کار بر رو محصولات شرکت لاجیتک و سایر شرکتهای اصلی دنیای لوازم جانبی کامپیوتر شروع شده است. پس به نظر میرسد این بلوتوث جدید ویندوز در عمل نیز کارآیی بالایی داشته باشد و به سرعت رشد کند.

ایتنا – آمار مالی شرکت مایکروسافت خبر از موفقیت چشمگیر این شرکت درزمینهٔ خدمات ابری میدهند و بهاینترتیب میتوان انتظار داشت که مایکروسافت تمرکز بیشتری بر روی این بخش انجام بدهد.
آمار مالی شرکت مایکروسافت خبر از موفقیت چشمگیر این شرکت در زمینه خدمات در فضای ابری میدهند و بدین ترتیب میتوان انتظار داشت که مایکروسافت در آینده، برنامههای راهبردی خود را با تمرکز بیشتری بر روی این بخش طراحی و اجرا نماید.
به گزارش ایتنا از رایورز شرکت مایکروسافت، هماکنون در حال سپری کردن دوران تغییر بزرگی است و کاملاً پیداست که دیگر همانند گذشته، تنها بر روی سیستمعامل ویندوز تمرکز ندارد.
در این میان، مشهورترین محصول این شرکت در ردههای عمومی را میتوان سری سرفیس دانست که مطابق آنچه آمار نشان میدهد، محصولات این مجموعه در طول سه ماه گذشته با رشد فروش ۱۲ درصدی روبرو بودهاند.
با این وجود به نظر کارشناسان، سرفیس برگ برنده اصلی مایکروسافت نیست، بلکه دلیل اصلی پیشرفت مایکروسافت را باید در ابرها جستوجو کرد، زیرا سامانههای ابری این شرکت بهشدت موفق ظاهر شده و مورد استقبال واقع شدهاند.
به عنوان مثال، درآمد مایکروسافت از سامانههای ابری در طول سه ماه گذشته به ۲۰ میلیارد دلار رسیده است که نشان از رشد جهشی این شرکت در این رده دارد.
همچنین آژور بهتنهایی در مدت زمانی کمتر از یک سال با رشدی ۹۰ درصدی در درآمدزایی روبرو بوده است و به نظر میرسد که روند رشد آن همچنان ادامه خواهد داشت.
دیگر سیستم موفق مایکروسافت، خدمات آفیس ۳۶۵ این شرکت بوده و این خدمات ابری نیز با ۲۸ میلیون عضو توانسته است تا رشدی ۴۲ درصدی را تجربه کند.
نادلا مدیرعامل مایکروسافت درباره شرایط فعلی این شرکت میگوید: «نتایج ما نشاندهنده رشد بالای نوآوریهای ما و افزایش استفاده مخاطبان از خدمات ما در سراسر عرصههای تجاری است. مشتریان همچنان به مایکروسافت اعتماد دارند و از خدمات ما برای تحول در کسب و کار استفاده میکنند.»
منبع : ایتنا